چه عواملی باعث ایجاد انرژی زنانه آسیبدیده میشوند؟
مدت کوتاهی پس از اینکه مسیرم را به سمت زنانگی آغاز کردم، با موانع و زخمهای بسیاری از گذشته روبهرو شدم. شناخت و درک اینکه چه عواملی باعث ایجاد انرژی زنانه آسیبدیده میشوند، به من کمک کرد تا روند شفای خود را سرعت ببخشم.
اگر شما هم سفر زنانه خود را آغاز کردهاید، به احتمال زیاد با این موانع برخورد خواهید کرد. شما ناچار خواهید بود به گذشته خود بازگردید و هر آنچه را که نیاز به ترمیم دارد، شفا دهید. من میخواهم آنچه را که آموختهام با شما به اشتراک بگذارم، به این امید که در مسیرتان به شما کمک کند.
ریشههای جراحت: چرا انرژی زنانه ما آسیب میبیند؟
انرژی زنانه زمانی آسیب میبیند که ما در گذشته، تجربههای ناامن، تروماتیک یا سوءرفتار را پشت سر گذاشته باشیم. این تجربهها میتوانند شامل آزارهای عاطفی، جسمی یا جنسی، نادیده گرفته شدن و دیگر انواع تروماهای سنگین باشند.
این رویدادها اثری عمیق بر روان ما بر جای میگذارند و باعث میشوند دیدگاه ما نسبت به خودمان، دیگران و کل جهان هستی تغییر کند و تحریف شود. در واقع، ما برای محافظت از خود در برابر درد، «مکانیسمهای دفاعی» ایجاد میکنیم. متأسفانه، این مکانیسمها اغلب به «نرمالِ جدید» ما تبدیل میشوند و ما را در وضعیت آسیبدیده زندانی میکنند.
پنهان کردن جنبههای زنانه، روشی است که شما برای محافظت از خود برمیگزینید. این یک استراتژی مقابلهای است تا احساس کنید کنترل و قدرت بیشتری بر اوضاع دارید.
اکنون بیایید نگاهی بیندازیم به تجربههایی که ممکن است باعث شده باشند شما احساس ناامنی کنید و در نتیجه، زنانگی خود را پنهان نمایید. بر اساس تجربه من و افرادی که با آنها گفتگو کردهام، ۴ علت رایج برای این جراحت وجود دارد:
۱) داشتن مادر یا الگوی زنانه با انرژی زنانه آسیبدیده
رابطه مادر و دختر یکی از مهمترین پیوندها در زندگی هر زن است. اگر این رابطه آسیبدیده باشد، شکلگیری یک هویت زنانه سالم برای شما دشوار خواهد بود. برخی از نمونههای این وضعیت عبارتند از:
- بزرگ شدن در خانهای که در آن احساسات یا نوازشگری کمی نشان داده میشد.
- بزرگ شدن توسط مادری که سرپرست تنها بوده و به دلیل فشارهای زندگی، توانِ بودن در انرژی زنانه الهی خود را نداشته است.
- تروماهای نسلی که در خانواده شما از زنی به زن دیگر منتقل شده است.
- داشتن رابطهای گسسته و سرد با مادر.
- داشتن مادر یا الگوی زنانهای که از نظر عاطفی در دسترس نبوده است.
همه ما تجربیات کودکی متفاوتی داریم. حتی اگر دوران کودکی خود را «عادی» میدانید، ممکن است همچنان جراحاتی پیرامون زنانگی خود داشته باشید.
شما این زخمها را با بررسی روابط خود با مادر و سایر الگوهای زنانه زندگیتان شفا میدهید. از خود بپرسید: «با مشاهده زنانِ زندگیام، چه باورهایی درباره زنانگی در من شکل گرفت؟»
از آنجایی که رهاسازی این جراحات برای رسیدن به تجلیِ زنانگی اصیل شما بسیار حیاتی است، تمام درس اولِ برنامه تحول زنانه من بهطور ویژه برای رها کردن هرگونه زخمی طراحی شده که از رابطه با الگوه زنانه زندگیمان نشأت میگیرد.
۲) تجربه سوءرفتار یا خشونت به عنوان یک زن
متأسفانه بسیاری از ما زنان در گذشته در معرض انرژی مردانهای قرار گرفتهایم که آسیبرسان و آزارگر (Abusive) بوده است. برخی از نمونههای این تجربههای تلخ عبارتند از:
- تجربه سوءرفتار جسمی یا جنسی.
- زندگی در خانهای که خشونت خانگی در آن جریان داشته است.
- شاهد بودنِ آزار جسمی یا عاطفی زنان در خانواده، جامعه یا محیط تحصیل.
- داشتن شریک عاطفی که از نظر عاطفی و یا جسمی آزارگر است.
این تجربهها حجم زیادی از ترس و خشم را پیرامون انرژی زنانه الهی ما ایجاد میکنند. به همین دلیل، زمانی که سعی میکنیم زنانگی خود را تجسم کنیم و در آن حضور یابیم، ممکن است احساس ناامنی کرده یا حس کنیم مورد تهدید هستیم.
این موضوع معمولاً از باورهای زیر سرچشمه میگیرد:
«اگر بیش از حد پذیرا و زنانه باشم، دوباره صدمه خواهم دید.» «اگر بیش از حد آسیبپذیر باشم، آدمها از من سوءاستفاده خواهند کرد.» «من نمیتوانم به هیچکس اعتماد کنم؛ همه فقط چیزی از من میخواهند.»
اینها برخی از باورهای رایجی هستند که ما پس از آسیب دیدن در خود پرورش میدهیم. بسیار مهم است که شناسایی این افکار را شروع کرده و آنها را به چالش بکشید. شما شایسته داشتن روابط سالمی هستید که در آن احساس امنیت کنید و مورد عشق قرار بگیرید.
۳) زندگی در جامعهای که ارزش و پاداش را به ویژگیهای مردانه میدهد
ما از سنین بسیار کم میآموزیم که ویژگیهای مردانه ارزشمندتر و مطلوبتر از ویژگیهای زنانه هستند. برخی از نمونههای این القائات عبارتند از:
- مورد تمسخر یا شرمندگی قرار گرفتن صرفاً به دلیل زن بودن.
- ضعیف پنداشتنِ ظرافت و ویژگیهای زنانه.
- دستور به دختران برای ساکت ماندن و ابراز نکردن نظراتشان.
- اجبار به «قوی بودن» و سرکوب کردن احساسات.
این پیامها به ما این حس را منتقل میکنند که کیفیتهای زنانه به اندازه کیفیتهای مردانه مهم یا باارزش نیستند. در نتیجه، کمکم باور میکنیم که زن بودن به خودی خود نوعی نقص یا ایراد است.
اما تصور کنید اگر شروع به ارج نهادن و ارزشگذاری مجدد برای انرژی زنانه الهی کنیم، دنیای ما چه شکلی خواهد شد؟ وقتی بفهمیم قدرت درونی، پذیرش و شهود به اندازه منطق و عمل اهمیت دارند، شفای درونی ما آغاز میشود.
۴) بر عهده گرفتن بیش از حدِ نقشهای مردانه برای بقا
بسیاری از ما زنان برای اینکه صرفاً بتوانیم زنده بمانیم و در شرایط سخت دوام بیاوریم، نقشهای مردانه بسیار زیادی را بر عهده میگیریم. برخی از این نمونهها عبارتند از:
- مجبور بودن به ایفای نقشی مردانه برای زنده ماندن در دنیایی خصمانه.
- هر تجربهای که باعث شده احساس کنید برای بقای خود باید مدام در حال جنگیدن باشید.
- نانآور اصلی خانواده بودن و تحمل بار سنگین مسئولیت مالی.
- تجربه درگیری در بحرانها و تضادهای جنگی.
- مراقبت از دیگران (والدین، شریک زندگی، فرزندان) به قیمت نادیده گرفتن و فدا کردن نیازهای خودمان.
وقتی بیش از حد درگیر نقشهای مردانه (مانند محافظت، تامین و مبارزه) میشویم، ابراز انرژی زنانه الهی برایمان بسیار دشوار میشود. گاهی اوقات ما بهطور کامل از این انرژی جدا میشویم؛ تا جایی که ممکن است فراموش کنیم بودن در جوهره و ذات زنانه چه حس رها و نابی دارد.
سخن پایانی
مواردی که ذکر شد، برخی از دلایل ریشهای آسیب به انرژی زنانه هستند. بسیار حیاتی است که تشخیص دهیم چه اتفاقی در درون ما در حال رخ دادن است تا بتوانیم فرآیند شفای این زخمها را آغاز کنیم.
راههای بسیاری برای شروع این مسیر وجود دارد؛ از مدیتیشن و تمرینات نوشتاری گرفته تا تراپی یا مطالعه بیشتر در این زمینه. من شخصاً در مسیر شفای خود، مدیتیشنهای هدایتشده و سوالات خودشناسی (Journal Prompts) را بسیار قدرتمند یافتم؛ همان ابزارهایی که در «دوره بیداری انرژی زنانه» با شما به اشتراک گذاشتهام.
وقتی شفا پیدا میکنیم، پنجرههای جدیدی از شادی، عشق و سرزندگی به روی زندگی ما گشوده میشود. از اینکه برای رشد خود زمان گذاشتید و این مطلب را خواندید، سپاسگزارم!
دیدگاهتان را بنویسید